تبليغاتX
Eyes Wide Shut
و من که از یک دریچه به حقیقت نگاه می کردم ...
 عيد قربان ( فروش گوسفند )

ساعت نزديك 9.30 بود كه از خونه زدم بيرون براي عكاسي هر جايي كه ميدونستم گوسفند و ... آوردن برا فروش سر ميزدم خبري نبود تا بالاخره پيدا كردمشون بعد از اين كه با برو بچ كلي خنديديم شروع كرديم عكاسي










اين عكساي اولين برف كه شهر و سفيد پوش كرد ولي كاش بيشتر مي‌باريد






تا پست بعد بدرود
+ نوشته شده در  88/09/10ساعت 1:16  توسط حسين الوندي | 
13 آبان امسال مثل هر دفعه شورو حال خودش رو نداشت .

منم زیاد حوصله عکاسی نداشتم ولی چون ازم خواسته شده بود هم برا روزنامه هم خبرگزاری رفتم یه چرخی زدمو چند فریمی عکاسی کردم. امیدوارم دوستانی که اونجا بودن خوب عکاسی کرده باشن 

+ نوشته شده در  88/08/18ساعت 15:33  توسط حسين الوندي | 







ادامه عکسها اینجا

((گزارش تصویری ترکیب عکسهای من و دوست و همکار عزیزم مهدی مریزاد ))

+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 15:6  توسط حسين الوندي |